طنز رمضونی - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:12
میان پارک دیدم تاب خوردی سپس رفتی کباب ناب خوردی تو را در گوشه محراب دیدم دهان روزه، رفتی آب خوردی ............. امروز، تو آبِ کوزه ات را خوردی این سهمیه دو روزه ات را خوردی چون بوی کباب بر مشامت برسید افطار نگشته، روزه ات را خوردی + نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ساعت ۱۱:۳۲ ق.ظ توسط مهدی ای...
دو رباعی - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:12
جانا تو چرا به بنده، هی شک داری هی اُرد دهی مگر تو اردک داری گفتی که بزرگی و بزرگم کردی در دست خودت چرا لواشک داری؟ ............................... ای آنکه گُل انداخته ای، بر عارِض هر چند، تو آبی هستی و من، قرمز گر قلب مرا به سینه ام بشکافی بینی که نوشته،بی تو...قرمز... هرگز + نوشته شده در پنجشنبه ب...
گرفته شد - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:12
قصد تو داشتم، پر و بالم گرفته شد آن آرزوی زرد و محالم گرفته شد شَستَم فرو نشست به چشمم، دلم شکست گشتم چو کلّه پای تو، حالم گرفته شد من اهل درس بودم و گشتم اسیر تو در جا زدم، مسیرِکمالم گرفته شد پاییز گشتم و دلم از تو، رمیده شد سرسبزی امید و نهالم گرفته شد گفتم عزیز، میشوی آیا تو یارِ من؟ با سیلی ات ...
رباعی - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:12
بر سفره چربِ نفت، مهمانی بود دزدیدنِ بشکه ها، چه پنهانی بود! از آروغِ نفتیش همه فهمیدند آن بابکِ دُم کُلُفت، زنجانی بود + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ساعت ۶:۲۴ ب.ظ توسط مهدی ایران نژاد پاریزی |
دومین کتاب - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:12
سلام دومین کتاب شعر طنزم با عنوان پاچه ورمالیده در انتشارات فزهنگ کرمان منتشر شد کتابفروشی فرهنگ: کرمان چهار راه کاظمی تلفن:03432224608 + نوشته شده در جمعه چهارم مهر ۱۳۹۳ساعت ۲:۱۲ ب.ظ توسط مهدی ایران نژاد پاریزی |
ابرو - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:12
ابروها را بردار از زمین بالای لب سبز کن، سیاه تا معلوم شوی، آغا!!!! بزک؟ به اشتباه می افتد خواستگارِ دخترِ همسایه + نوشته شده در جمعه یکم مرداد ۱۳۹۵ساعت ۱۰:۳۳ ق.ظ توسط مهدی ایران نژاد پاریزی |
عروسک - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:12
عروسک خریده عروسک خردسالش را عروسک تا بیاموزدش عروسکان شهر را که بدون اشاره ی فشار تکرار می کنند «آی لاو یوووو» «آی لاو یوووو» + نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین ۱۳۹۶ساعت ۱۰:۵۲ ب.ظ توسط مهدی ایران نژاد پاریزی |
دوبیتی - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:05
لبت را صدهزاران بار بوسید و بر روی لبت با خویش غلتید تمام عمر خود را با تو طی کرد فقط بیچاره رژ ، چیزی نفهمید
سال گوسفند - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:05
در حسرت ران گوسفندیم مشتاق زبان گوسفندیم بسیار ضعیف و سربزیریم درگیر جهان گوسفندیم گفتیم الف، علف در آمد در سایه نان گوسفندیم در دسترسیم و زنگ داریم از مشترکان گوسفندیم گر تاب و توان به تن نداریم صفر و به توان گوسفندیم گرگی به زبان فخر می گفت: گرگیم و شبان گوسفندیم تا گرگ در این مکان بگُرگد هر سال ب...
رفت - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:05
گرقتم نمره ای پایین تر از هفت سر سفره ندارم چیزی از نفت به من گفتند با دریای دزدان دکل رفت و دکل رفت و دکل رفت
بوسه ی هسته ای - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:04
یک حارثه ی خوب، لگد بر بد زد بر آتش خشم و کینه دستِ رد زد یک بوسه ی هسته ای غنی سازی شد لبخند "ظریف" بوسه را درصد زد
سبز - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:04
دوست دارم همیشه جلو راهم سبز شوی سر چهارراه
رباعی - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:04
مانند کلاغ بود و نی طوطی بود چون نقطه گردی ته یک قوطی بود می گفت که ارتباطمان قطع، برو این گفته خنده دار جیبوتی بود
عید آمد - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:04
عید آمد و وقت غنچه چیدن شده است گل گفتن و گل ز تو شنیدن شده است هنگام نزول میهمان آمده است هم وقت چراندن و چریدن شده است
آقا - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:04
ابروهایت را بردار از زمین بالای لبت سبز کن، سیاه تا معلوم شوی، آقا!!!! بزک؟ به اشتباه می افتد خواستگارِ دخترِ همسایه

برچسب‌های مرتبط

دوبیتی عاشقانه | دوبیتی های عاشقانه | دوبیتی های ناب | دوبیتی های ناب عاشقانه | دوبیتی های غمگین | دوبیتی طنز | دوبیتی زیبا | دوبیتی هزارگی | دوبیتی ها | سال گوسفندچگونه سالی است