طنزانه

متن مرتبط با «رفتی و ندیدی» در سایت طنزانه نوشته شده است

طنز رمضونی

  • نیلوبلاگ

    میان پارک دیدم تاب خوردی سپس رفتی کباب ناب خوردی تو را در گوشه محراب دیدم دهان روزه، رفتی آب خوردی ............. امروز، تو آبِ کوزه ات را خوردی این سهمیه دو روزه ات را خوردی چون بوی کباب بر مشامت برسید افطار نگشته، روزه ات را خوردی xa0 + نوشته شده در xa0یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ساعتxa0۱۱:۳۲ ق.ظxa0 توسطxa0مهدی ایران نژاد پاریزیxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • دو رباعی

  • نیلوبلاگ

    جانا تو چرا به بنده، هی شک داری هی اُرد دهی مگر تو اردک داری گفتی که بزرگی و بزرگم کردی در دست خودت چرا لواشک داری؟ ............................... ای آنکه گُل انداخته ای، بر عارِض هر چند، تو آبی هستی و من، قرمز گر قلب مرا به سینه ام بشکافی بینی که نوشته،بی تو...قرمز... هرگز + نوشته شده در xa0پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ساعتxa0۸:۱۸ ق.ظxa0 توسطxa0مهدی ایران نژاد پاریزیxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • دومین کتاب

  • نیلوبلاگ

    سلام دومین کتاب شعر طنزمxa0 با عنوان پاچه ورمالیده در انتشارات فزهنگ کرمان منتشر شد کتابفروشی فرهنگ: کرمان چهار راه کاظمی تلفن:03432224608 + نوشته شده در xa0جمعه چهارم مهر ۱۳۹۳ساعتxa0۲:۱۲ ب.ظxa0 توسطxa0مهدی ایران نژاد پاریزیxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • ابرو

  • نیلوبلاگ

    ابروها را بردار از زمین بالای لب سبز کن، سیاه تا معلوم شوی، آغا!!!! بزک؟ به اشتباه می افتد خواستگارِ دخترِ همسایه + نوشته شده در xa0جمعه یکم مرداد ۱۳۹۵ساعتxa0۱۰:۳۳ ق.ظxa0 توسطxa0مهدی ایران نژاد پاریزیxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • عروسک

  • نیلوبلاگ

    عروسک خریده عروسک خردسالش را عروسک تا بیاموزدش عروسکان شهر را که بدون اشاره ی فشار تکرار می کنند «آی لاو یوووو» «آی لاو یوووو» + نوشته شده در xa0پنجشنبه سوم فروردین ۱۳۹۶ساعتxa0۱۰:۵۲ ب.ظxa0 توسطxa0مهدی ایران نژاد پاریزیxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • دوبیتی

  • نیلوبلاگ

    لبت را صدهزاران بار بوسید و بر روی لبت با خویش غلتید تمام عمر خود را با تو طی کرد فقط بیچاره رژ ، چیزی نفهمید...

    ادامه مطلب
  • سال گوسفند

  • نیلوبلاگ

    در حسرت ران گوسفندیم مشتاق زبان گوسفندیم بسیار ضعیف و سربزیریم درگیر جهان گوسفندیم گفتیم الف، علف در آمد در سایه نان گوسفندیم در دسترسیم و زنگ داریم از مشترکان گوسفندیم گر تاب و توان به تن نداریم صفر و به توان گوسفندیم گرگی به زبان فخر می گفت: گرگیم و شبان گوسفندیم تا گرگ در این مکان بگُرگد هر سال به سان گوسفندیم xa0...

    ادامه مطلب
  • رفت

  • نیلوبلاگ

    گرقتم نمره ای پایین تر از هفت سر سفره ندارم چیزی از نفت به من گفتند با دریای دزدان دکل رفت و دکل رفت و دکل رفت...

    ادامه مطلب
  • بوسه ی هسته ای

  • نیلوبلاگ

    یک حارثه ی خوب، لگد بر بد زد بر آتش خشم و کینه دستِ رد زد یک بوسه ی هسته ای غنی سازی شد لبخند "ظریف" بوسه را درصد زد...

    ادامه مطلب