جانا تو چرا به بنده، هی شک داری
هی اُرد دهی مگر تو اردک داری
گفتی که بزرگی و بزرگم کردی
در دست خودت چرا لواشک داری؟
...............................
ای آنکه گُل انداخته ای، بر عارِض
هر چند، تو آبی هستی و من، قرمز
گر قلب مرا به سینه ام بشکافی
بینی که نوشته،بی تو...قرمز... هرگز
ما را در سایت طنزانه دنبال میکنید
برچسب: رباعی, نویسنده: بازدید: 20